***خوب‌ترین حادثه می‌دانمت...***

وصف حال این‌روزهایم حکایت عجیبی‌ست...با این حال و احوال کج و کوله‌ای که دارم (تهوع و مشکل گوارشی و حساسیت به تمام بوهای کره‌ی زمین!) خوش‌حالم...خوش‌حالم که تو با منی... هرچی بیشتر می‌گذره...بیشتر احساس می‌کنم که برای منی و از من هستی... برای همینه که یه وقتایی ته دلم از داشتنت غنج می‌ره...و سعی می‌کنم  چهره‌ات رو پیش رویم  مجسم کنم...هنوز نمی‌دونم چه شکلی هستی...اما می‌دونم وجودت برای من و حسام الدین...  اِ  اِ  اِ  اِ....ببخشید حالا دیگه باید بگم بابا حسام  خیلی شیرینه... راستش هنوز نمی‌دونم که چی صدات کنم...خاله ندا بهت می‌گه: فندق...چند روز پیش که تلفنی باهاش صحبت می‌کردم...«تیام» دختر کوچولوی نازش مدام از اون طرف خط می‌گفت: مامان گوشی بده به خاله سبا می‌خوام با نی‌نی‌ش حرف بزنم!!!!!!!!امن که هنوز نتونستم اون‌طوری که باید باهات ارتباط برقرار کنم البته فکر کنم من خیلی عجول هستم چرا که الان 7 هفته‌ که باهم آشنا شدیم و منم که خودت بهتر می‌دونی این‌روزها چقدر از لحاظ مزاجی تغییر کردم....دیگه برات بگم که خانواده‌های من و بابا حسام از وقتی فهمیدند تو قراره به جمع‌مون اضافه بشی خیلی خوش‌حال‌اند...خاله زی‌زی برات چند تا لباس یه سره خریده و مدامم در حال سرچ کردن در سایت‌های لباس و وسایل نی‌نی‌گولوهاست...دایی حامد هم که هروقت برای ستایش یه خوراکی خوشمزه می‌گیره...برای تو هم می‌گیره...هرچی می‌گم بابا از الان این نی‌نی‌گولوی ما رو بدعادت نکن گوش نمی‌ده...از بابا حسام نگو که این‌روزها خیلی خیلی هوای من و تو رو داره هرچند که همیشه همین‌طوری بوده...و من از این بابت خیلی آرامش دارم و خدای مهربون و شکر می‌کنم...مامانی مولود این‌روزها کارش چند برابر شده آخه من نمی‌تونم غذا درست کنم...در واقع می‌تونم درست کنم ولی بعدش دیگه نمی‌تونم از غذا بخورم به علت بوی غذا برای همین هم مامانی برامون غذا درست می‌کنه....خیلی خجالت می‌کشم اما چاره‌ای ندارم...نی‌نی قشنگم یادت باشه مادرها بهترین نعمت‌های روی کره‌ی زمین هستند و تنها موجوداتی هستند که بی‌منت عشق می‌ورزند...خب دیگه من کم کم باید برم آماده بشم آخه مامانی‌مولود امروز  برام آش‌رشته درسته کرده قراره برم آش‌رشته‌خورون!خوشمزه

 بعد‌نوشت:

ای سیب سرخ غلتزنان در مسیر رود

یک شهر تا به من برسی عاشقت شدست!

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
مامان و نی‌نی‌ش

سلام سلام ستاره مثل تو مامامان کی داره [نیشخند] به به یه مامان جدید دیگه.... دونهء سیب ما چطوره... خوبه سرحاله؟؟ خودت خوبی؟؟؟ ایشالله این اوق زدنهاتم زودی خوب میشه و دلت بیشتر و بیشتر واسه نی نی گولوت غنج میره...[قلب]

مامان و نی‌نی‌ش

خدائیش ما که ندیده عاشقشیم... اصلا مگه میشه فرشته کوچولوها رو دوست نداشت... تازه فرشته کوچولویی رو که مامان و باباش شماها باشین... [ماچ]

مامان و نی‌نی‌ش

نگران مامان مولود هم نباش .. من صددرصد مطمئنم از اینکه میتونه برات کاری بکنه خیلی خیلی خوشحاله و اونم دلش واسه خودت و نی نی گولوت غنج میره.. آخه اونم مامانه دیگه .. مگه نه [چشمک][ماچ]

حسام‌الدین

سلام به مامان سبا و ني ني گلمون که هنوز نميدونم اسم قشنگش چيه خوشحالم که تو به جمع ما اضافه شدي. اين روزها ما خيلي خوشحاليم ولي مامان سبا خيلي اذيته و حالش خيلي مناسب نيست قول بده که تو هم مثل من حداقل اگه کاري از دستت برنمياد باري رو دوشش نذاري. ميدونم تو هم مثل مامانت عجولي ولي تحمل کن همه چي به وقتش خوبه. از زحمات مامان گلت تشکر ميکنم. از همه کساني که تو اين روزها به ما توجه ويژه دارند ممنونم. دوستون دارم زياد [ماچ][قلب]